.jpg)
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم......
نوشته از: هادي تات براي عاشق هاى تنها
قدرت آرایش در زنان
زنی که با آرایش نصف صورت خود قدرت آرایش را آشکار کرد.
واقعا زنان ها خدای تغیرات هست.
(به قول بر و بچ)
وقتی میخوای چهره واقعی دخترا رو
ببینی !!!؟؟؟
هر موقع از حمام اومدن بیرون یا
از خواب بیدار شدن ببین.
بعد میفهمی که چهره واقعی یعنی این.
از دختر خانمهای عزیز معذرت میخوام بخاطر گفتن واقعیت
و شک کردن دوست پسراشون بخاطر آرایش زیاد.

حاجعلی؛ عیالوارترین مرد ایران!
حاجعلی با 26 زن، 195 فرزند و بیش از200 نوه و نتیجه در خانهای در شمال کشور زندگی میکرد. تعداد فرزندان او آنقدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبهرو شده بود. دو گوسفند، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود. درباره حاجعلی حقپناه صحبت میکنیم؛ مردی که در دهه 50 به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامههای کشور شد. حالا 34 سال از مرگ حقپناه میگذرد و خانواده حقپناهها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آنقدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است. خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.
اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب میکند تعداد بیشمار افرادی است که نام خانوادگیشان حقپناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حقپناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامهها راه یافت.
«من خودم هم حقپناه هستم. با کدامشان کار دارید؟!» اینها را راننده تاکسیای میگوید که ما از او سراغ خانواده حقپناه را میگیریم. اکثر ساکنان روستای جوجاده از بچهها، نوهها، نتیجهها و ندیدههای حاجعلی حقپناه هستند که با جمعیت زیادشان روستا را به نام خود درآوردهاند. راننده میگوید: «حتی مسجدی که در مرکز جوجاده قرار دارد زمینی بوده که حاجعلی حقپناه به اهالی اهدا کرده تا مراسمشان را آنجا برگزار کنند. نام حاجعلی را میتوانید روی سر در این مسجد که بخشهایی از آن هنوز نیمهکاره مانده ببینید.»
اینجا همه حاجعلی را به خاطر تعداد همسرها و فرزندان بیشمارش به علاوه نفوذ و ثروتی که داشته میشناسند. حاجعلی در یک خانواده فقیر به دنیا آمد اما با سعی و تلاش در سن 24 سالگی صاحب مال و املاک زیادی شد. حقپناه بزرگ سرانجام در سن 95سالگی به خاطر کهولت سن و به مرگ طبیعی فوت کرد. آن زمان کوچکترین فرزند حاجعلی که از همسر بیست و ششمیاش بود؛ سه سال بیشتر نداشت. حالا اگرچه حاجعلی و زنهایش همه به رحمت خدا رفتهاند اما هنوز که هنوز است چرخ روستای جوجاده به کمک پسران، دختران، نوهها، نتیجهها و ندیدههای حقپناه میچرخد.
از آمل تا بابل
«خودمان هم آمار دقیقی از تعداد فرزندان پدرمان نداریم. تا به حال فرصتی هم پیدا نکردهایم که شجرهنامهای از خاندانمان تهیه کنیم.» اینها را حسن، یکی از پسران زن ششم حاجعلی میگوید. او 65 سال دارد و وقتی حرف به اینجا میرسد که خودش چند زن دارد با خنده ادامه میدهد؛ «من یک زن بیشتر ندارم در عوض خدا به من نه دختر و یک پسر داده، راستش خانمم تحمل هوو ندارد. خدا نکند از کار خانمی تعریف کنم آن شب را باید بیرون از خانه بخوابم.» در میان پسران حاجی تنها چند نفرشان هستند که مانند پدر چند همسر گرفتهاند اما هیچکدام نتوانستهاند رکورد پدرشان را در این زمینه بشکنند اما نکته جالب اینجاست که نه خود حاجی و نه پسرانش تا به حال کارشان به طلاق نکشیده است و همسرانشان بهخوبی و خوشی با هم زندگی میکنند. حسن میگوید: «زن اول پدرم عاروس نام داشت. پدرم زمانی که 24 سال داشت با این زن که آن زمان 18 ساله بود؛ ازدواج کرد.»
به گفته حسن، پدرش در اکثر شهرهای مازندران همسر داشته و تا آنجا که او میداند پدرش برای زنهایش شش خانه خریده بوده؛ «از آمل گرفته تا بابل، قائمشهر، نکا، ساری، زرینکلاه و... پدرم زن گرفته بود.» پسران حاجعلی درباره راه و روش زندگی پدرشان حرفهای زیادی برای گفتن دارند؛ «پدر کارهای زیادی انجام میداد. او در حدود 20 هکتار مزرعه گندم، جو، برنج و پنبه داشت و زنهایش پا به پایش در مزرعه کار میکردند.»
حقپناه بزرگ مرد کاری و پرتلاشی بود. او در کنار مزرعهداری دستی هم در خرید و فروش دام داشت. برای همین مجبور بود به شهرهای مختلف سفر کند و گاو وگوسفندهایش را بفروشد. شاید یکی از دلایلی که باعث شد حاجعلی 26 زن را به عقدش دربیاورد؛ همین سفرهای زیاد بوده است؛ «به نظر ما یکی از دلایل اینکه پدرمان زیاد زن گرفته، میتواند سفرهای زیادی باشد که او میرفته. مثلا مادر حسنآقا که نامش محرم بود و مادر من و یک خانم دیگر از زنهایی بودند که پدرم آنها را در آمل دیده و با آنها ازدواج کرده بود.»
غلامرضا کوچکترین پسر حاج علی است. او 35 سال دارد و نام دخترش که کوچکترین نوه حاجعلی به حساب میآید را به احترام مادر خدا بیامرزش مهتاب گذاشته است؛ «مهتاب زن آخر حاجی بود. او 14 ساله بود که به عقد حاجعلی 70ساله درآمد. مردم روستا مدعی بودند که حاجعلی او را از بقیه همسرانش بیشتر دوست دارد.»
خانهای برای 12 هوو
خانه حاجعلی در جوجاده تا سال 73 همچنان پابرجا بود اما در همان سال، وقتی زنهای فامیل دور هم جمع شدند تا برای غلامرضا، پسر کوچک خانواده آش پشت پای سربازی درست کنند، به خاطر شیطنت بچههای فامیل، خانه آتش میگیرد و بیشتر یادگاریهای بهجا مانده از حاجعلی در میان شعلههای آتش میسوزد. آخرین پسر حاجعلی در اینباره میگوید: «زیر خانه پدر کاه زیادی جمع کرده بودیم. آن روز بچههای کوچک شیطنت کردند و با آتش زدن کاهها خانه را به آتش کشیدند. خوشبختانه شخصی در این حادثه آسیب ندید اما خانه پدریم با همه یادگاریهایش سوخت.»
خانه اصلی حاجعلی در بالاترین نقطه روستا و روی تپهای بلند قرار گرفته بود. جایی که به قول حسن، هم به ساری مشرف بود و هم قائمشهر. بعد از آن آتشسوزی، بعد از پاکسازی بقایای خانه سوخته، آنجا را به باغ تبدیل کردند و درختان نارنگی، پرتقال و انار زیادی آنجا کاشتند؛ «پدرم عاشق خانهاش بود و تا جایی که به خاطر دارم؛ او با 12 زن خود و همه فرزندانش در آن خانه به خوبی و خوشی زندگی میکردند.» اینها را علامرضا اضافه میکند در خانه حاجعلی 12 هوو و فرزندانشان به خوبی و خوشی زندگی میکردند. همسران حقپناه بزرگ به خوبی کارها را بین خود تقسیم کرده و با هم کنار آمده بودند. حسن درباره زندگی در خانه پدریاش میگوید: «آن زمان مادرانمان در حیاط خانه یک گهواره سراسری با پارچه درست میکردند و بچهها را در آن میخواباندند. کارهای خانه بین زنها تقسیم شده بود. یکی از آنها فقط مسوول نگهداری از نوزادان بود.»
حاجعلی برای اینکه نظم و انضباط را در خانواده پرجمعیتش برقرار کند؛ گاهی مجبور میشد ابروهایش را درهم بکشد و با توپ و تشر اوضاع را آنطور که دلش میخواهد سر و سامان دهد. او مرد خانوادهداری بود و تا آنجا که میتوانست سعی میکرد خانوادهاش را دور هم جمع کند. غلامرضا که یکی از پسران تحصیلکرده حاجعلی است؛ میگوید: «پدرم به اتحاد و همبستگی در خانواده خیلی اهمیت میداد. حتی در زمان ناهار و شام با اینکه تعداد خانواده زیاد بود اما او در چند نوبت غذا میخورد تا دل همه را به دست بیاورد و با همه اعضا خانوادهاش دور هم بنشینند.»
جیره پادگانی
سالها پیش وقتی حاجعلی به خاطر تعداد زیاد زنان و فرزندانش سوژه روزنامهها و مجلهها شد؛ درباره زندگیاش به خبرنگارها گفت: «من در چند نوبت با خانوادهام شام و ناهار میخورم. اول با یکی از همسرانم و فرزندانمان و بعد هم به نوبت با بقیه غذا میخورم. به همین خاطر پرخور شدهام!»
حقپناه بزرگ مرد دست و دلبازی بود و به خاطر کار و تلاش زیادی که انجام میداد؛ وضع مالی خوبی بههم زده بود. او دوست نداشت به اهل و عیالش بد بگذرد. رشید یکی دیگر از فرزندان حاجعلی در اینباره میگوید: «غذای ما خیلی زیاد بود. ما آن زمان که دور هم بودیم؛ روزی دو گوسفند، بیش از 10 مرغ، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، دو کیلو کره، هشت کیلو پنیر، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف میکردیم.»
غلامرضا در ادامه صحبتهای برادرش با خنده میگوید: «ما در خانه قبلیمان جایی داشتیم به اسم بالاخانه. آنجا همیشه یک لاشه گوسفند آویزان بود و به محض اینکه نزدیک بود تمام شود؛ پدرم آن را برمیداشت و یک لاشه پرگوشت دیگر آویزان میکرد.»
به هر حال خرج خانهای که در آن 12 هوو، 195 پسر و دختر و بیش از 200 نوه و نتیجه زندگی میکردند، معلوم است که زیاد میشود اما حاجعلی به خاطر داشتن زمینهای زیاد وکشاورزی مناسب میتوانست هزینه خانوادهاش را تامین کند. البته این برای زمانی بود که حاجعلی تنها 12 زن داشت اما وقتی تعداد همسران او به عدد 26 رسید؛ حقپناه بزرگ مجبور شد برای بقیه زنهایش در شهرها و روستاهای اطراف جوجاده خانه بگیرد و هرچند روز یک بار برای سرکشی به وضعیت آنها به شهرها و روستاهای دیگر مازندران رفت و آمد کند. او برای رفت و آمدش هم آدابی داشت که بچهها باید آن را رعایت میکردند؛ «پدرمان اسبی داشت به اسم سهند.زمانی که او میخواست برای دیدن زن و فرزندانش به شهر دیگری برود با سهند تا لب جاده میرفت و از آنجا سوار بنز 190اش میشد. وقتی هم که میخواست برگردد؛ یکی از دختران یا پسرانش باید با اسب لب جاده میرفت و آنقدر منتظر میماند تا حاجی از راه برسد و سوار بر سهند به داخل روستا برگردد.»
خواستگاری برای هوو
پسران حاجعلی تا دلتان بخواهد از پدرشان و کارهایی که انجام داده، خاطره دارند اما حتما دختران حقپناه هم حرفهای شنیدنی از پدرشان دارند. برای همین پای حرفهای آنها مینشینیم. روزی که ما برای تهیه گزارش به روستای جوجاده رفتیم؛ بهترین فرصت ممکن برای دیدن بازماندههای حاجعلی بود؛ چراکه ولیمه خوران یکی از پسران حاجعلی بود که داشت خودش را برای زیارت خانه خدا آماده میکرد.
حاجی صنم سومین دختر حاجعلی از زن اولش یعنی عاروس است. او که حالا 85 ساله است، میگوید: «آن اوایل حاجی با 12 همسرش در یک خانه زندگی میکرد. همه رابطهشان با هم خوب بود. وقتی حاجی میخواست دوباره ازدواج کند، مادرم خودش چادر به کمر میبست و به در خانه آن زن میرفت تا او را از خانوادهاش برای حاجی خواستگاری کند.»
به گفته صنم زندگی در خانه حاجعلی خیلی جالب بود چرا که گاهی اوقات در یک هفته چند زن همزمان با هم وضع حمل میکردند؛ «حاجعلی در میان 26 زن خود سه تای آنها را از همه بیشتر دوست داشت. اولی مادرم عاروس بود که هم پای حاجی بود. دومی محرم خانم و سوم همسر آخر پدرم، ماتابه بود.» صنم در جواب این سوال که آیا حاجعلی دستِ بزن هم داشته، خندهاش میگیرد؛ طوری که دندانهای طلایش به چشم میآیند؛ «حاجی سیاست داشت. اگر خشم نمیکرد و از زنهایش زهرچشم نمیگرفت که آنها به راحتی نمیتوانستند در کنار هم زندگی کنند. او گاهی دستِ بزن هم داشت اما بعدا دلجویی میکرد. خلاصه اینکه حاجی خیلی خانوادهدوست بود.»
گوش به آهنگ سطل مسی
«به پدربزرگم به این خاطر حاجعلی گدا میگفتند که او عاشق حضرت علی(ع) بود و ارادت خاصی به او داشت. به همین دلیل گدای علی لقب گرفت. حتی شعری که روی سنگ مزار او نوشتهایم هم بیمناسبت با اسم او نیست.» فرامرز حقپناه اینها را میگوید؛ او اولین نوه حاجعلی است که در سال 51 توانسته دیپلم بگیرد.
فرامرز مدتی روی خانوادهاش تحقیق کرد تا آمار دقیقی از تعدادشان جمعوجور کند اما از آنجا که تعداد آنها خیلی زیاد است، از این کار منصرف شد. «در آماری که سال 51 گرفتم متوجه شدم حاجعلی حدود 540 دختر و پسر و نوه و نتیجه دارد. شاید الان حدود 2300 نفر باشیم، شاید هم بیشتر.» فرامرز از حاجعلی خاطرات زیادی دارد.
او میگوید: «خوب به خاطر دارم که وقتی ما بچه بودیم حاجی برای اینکه دخترها، پسرها، نوه و نتیجههایش را صدا کند، میگفت: «آهای. او تعداد زیادی از فرزندانش را به اسم نمیشناخت و به همه میگفت آهای.»
حاجعلی حتی برای صدا کردن بچههایش از سر مزرعه هم رسم و رسوم خاصی داشت. آن زمان تلفن همراه نبود. برای همین حقپناه بزرگ به یکی از ستونهای خانهاش سطلی مسی آویزان کرده بود و هر وقت میخواست پسرانش را از سر مزرعه به خانه صدا کند، با یک چکش به سطل مسی میکوبید تا اعضای خانواده را دور هم جمع کند؛ «یکی از نشانههای حاجعلی داسی بود که همیشه همراهش بود. او بدون آن داس هیچجا نمیرفت و اعتقاد داشت که ابزار کارش باید همیشه همراهش باشد. پیرمرد جز قند و شکر هیچ چیز دیگری نمیخرید. همه محصولات مورد استفادهاش را خودش به کمک همسرانش درست میکرد. از پشم و پنبه گرفته تا شیر و کره و پنیر.»
سفره عقدی برای سه عروس
یکی دیگر از خاطرات بامزهای که همه فرزندان و اطرافیان حاجعلی آن را به خوبی به یاد دارند، مربوط به روزی میشود که حاجعلی سه نفر از همسرانش را در یک شب عقد کرد. این اتفاق را حسن حقپناه به خوبی به خاطر دارد؛ «عاروس، حوا، مریم، ننه خانم، ننهجان، محرم خانم، فضه، فاطمه، صغری و ماتابه یا مهتاب تنها چند تن از زنان حاجی هستند.» مدتی که حاجعلی برای فروش دامهایش به آمل رفتوآمد میکرد، از دو دختر اهل روستای «گتاب» خواستگاری میکند. یکی از آنها ماتابه بود که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت؛ «وقتی پدرمان میخواست این دو زن را به عقد خودش دربیاورد، یکی دیگر از دختران روستا هم از او میخواهد او را هم بهعنوان همسر قبول کند. پدرمان هم قبول میکند. به این ترتیب او در آن شب سه زن را با هم عقد میکند.»
با اینکه حاجعلی در طول زندگیاش زنهای زیادی را به عقد خود درآورد اما فقط رضا یکی از پسران حاجعلی که حالا70 ساله است مانند پدرش چند همسر دارد. او تا به حال پنج همسر اختیار کرده است؛ «پدرم قبل از مرگش قصد داشت دختر دیگری را هم به عقد خود درآورد اما دیگر اجل مهلتش نداد. او هر کاری کرد نتوانست از خانواده آن دختر رضایت بگیرد.» بعد از آن ماجرا حاجعلی گفته بود که دخترهای امروزی پرتوقع شدهاند و به هیچ شرایطی راضی نمیشوند.
![]()
سید احمد پلارک شهیدی كه مزار پاكش بوی عطر میدهد.
مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن میشود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام میرسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر میزنند.
شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا میگرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامیکه او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود.
![]()
هنگامیکه پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران، در قطعه 26 به خاک میسپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد بطوری كه اگر سنگ قبر شهید پلارك رو خشك كنید، از طرف دیگر سنگ نمناك میشود.
كسایی كه زیاد بهشت زهرا میروند به این شهید والا مقام میگویند شهید عطری.
خیلیها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز میكنن و از خدای او حاجت و شفاعت میخوان.
او معجزه خداست.

تو تمام منی و او همه باور تو
نه به زیبایی چشمان تو ...
اما زیباست
نه فریبانه چو رویای تو ...
اما رویاست
نه به زیبایی لبخند که بر لب داری ...
نه آبی تماشای تو ...
اما دریاست
نه که احساس کنی از تو دل انگیز تر است
که به چشمان تو سوگند نه ...
اما غوغاست
نه شبیه تو که یک معجزه هستی
در عشق نه شبیه من بارانی و ...
اما از ماست
تو تمام منی و او همه باور تو ...
ساعتی را کنار پنجره بیقرار طی نموده ام
ساعتی بشوق دیدنش به پشت در خمیده ام
های وهوی باد مدتی است در چمن خزیده است
گفت و گوی ابر بادلش شنیدنی است
آسمان بر زمین نگاه می کند
باد نم نمک شدید شد
ابر تیره با دلش رفیق شد
من کنار پنجره نشسته ام
چشم من به دور دستها خیره مانده است
کاش زود تر می رسید
در کنار من گلی شکفته است
دسته ای ز گل کنار من نشسته است
آری آری از برای اوست
شیونی ز آسمان بلند شد
ابر تیره بر زمین گسسته شد
رعد و برق آسمان شنیدنیست
گریه های ابر در پسش چه دیدنیست
باد هم به گریه ها تنید تار
پیچشش رخ چمن نمود تار
برگ گل بخنده گفت آفرین
شاخه درخت قامتی کشید و گفت مرحبا
خیس خیس شد چمن بزیر دست و پا
و چشمان من به راه او غمین و خسته شد
من کنار پنجره نشسته ام
دسته ی گلم کمی فرود آمده
من که صبر کرده ام پس چرا او نیامده
جمعه بود وعده گاه ما به این چمن
جمعه صبح ظهر عصر شد نیامده
حاضرم ز برگ گل براه او فرش وا کنم
حاضرم که سر براه او به صبح تا کنم
کعبه و مراد دل به پیش من
حاضرم بدیدنش کعبه و مراد دل رها کنم
حاضرم که جان به پای او کنم فدا
حاضرم کنار او تمام هستیم فدا کنم
جمعه شد باز ومن کنار پنجره نشسته ام
جمعه عصر شد چشم من به راه و او نیامده
چرا مادرمان را دوست داریم
چون ما را با درد بدنيامی آورد و بلافاصله با لبخند می پذیرند
چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان
می ریزند
چون وقتی توی اتاق پی پی میکنیم زياد با ما بداخلاقی نمی کنند
و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی می کنیم آبروی ما را نمی برند
و وقتی بعدها به زندگی شان ترکمون می زنیم فقط می گویند: خب جوونه
دیگه، پیش میاد!
چون وقتی تب می کنیم، آن ها هم عرق می ریزند
چون وقتی توی میهمانی خجالت می کشیم و توی گوششان می گوییم سیب
می خوام، با صدای بلند می گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه
بدهید و ما را عصبانی می کند
و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می زند، با پدر دعوا
می کنند
چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم
دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد
چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد
فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه
پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم
چون وسط سریال های ملودرام گریه می کنند
چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکرو ذکرش این است که
مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند
چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم می خوابد اما کسی نیست که
برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند
به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می کند و نذر می کند و
پوتین هایمان را در هر مرخصی واکس می زند
چون وقتي شب عروسي ما داماد ازش خداحافظي ميكند با چشماني پر از
اشك سفارشمان را ميكند ما را به داماد ميسپارد
چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک
طوری تشکر می کند که واقعا باور می کنیم شاخ قول شکانده ایم
چون موقع مطالعه عینک می زند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به
چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟
چون هیچوقت یادشان نمی رود که از کدام غذا بدمان می آید و عاشق كدام
غذاييم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم
بخوریم
چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد
بسكه
مريض داري كرد
و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار
ميشكنيم،چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون وخودش رو گول
ميزنه كه بخشش از بزرگانه
چون مادرند
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم
هرگز نتوانی تو ز من دور بمانی
چون عکس تو در سینه خود قاب گرفتم
به یاد آشنایان آشنا باش
به پیوندی که بستیم باوفا باش
همیشه یاد تو در خاطرم هست
تو هم هرجا که هستی یاد ما باش

بى حجابى سازمان يافته در كرج
جمهوری اسلامی خبر داد:
از کرج خبر می رسد اخیراً در برخی مناطق مختلف این شهر به ویژه مهرشهر، رجایی شهر و خیابان طالقانی در اقدامی هدفمند برخی از زنان ضمن داشتن پوشش نامناسب، به بهانه های واهی اقدام به برداشتن روسری می کنند.
پدیده بی حجابی به شکل سازماندهی شده و به منظور تخریب جامعه اسلامی از خارج از کشور سرچشمه می گیرد و شبکه های ماهوارهای فارسی زبان و برخی از سایت ها و در فضای مجازی در تشدید این روند نقش چشمگیری ایفا می کنند.
3 ساعت و نيم دلجوئي از خانواده متهمين فتنه 88
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار با خانواده هاي چند تن از متهمين و زندانيان فتنه سال گذشته، که سه ساعت و نيم طول کشيد، با بيان اظهاراتي سؤال برانگيز به دلجويي از آنها پرداخت. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار با خانواده هاي چند تن از متهمين و زندانيان فتنه سال گذشته، که سه ساعت و نيم طول کشيد، با بيان اظهاراتي سؤال برانگيز به دلجويي از آنها پرداخت.
به گزارش جهان آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين ديدار كه روز گذشته انجام شد بدون هيچ اشاره اي به نقشي كه زندانيان فتنه در وارد آوردن خسارت هاي بزرگ به نظام داشته اند با آنها به همدردي پرداخت و قول داد كه مطالبات آنها را پي گيري خواهد كرد. هاشمي در اين ديدار پس از شنيدن سخنان حاضران گفت: اگر بخواهم خواسته شما را به ماموران منتقل كنم مطمئن نيستم جواب مساعد بگيرم و شايد نتيجه عكس بدهد. ولي خواسته هاي شما را خدمت رهبري پيگيرم و اميدوارم بي نتيجه نباشد. مقام معظم رهبري درخصوص اعمال قانون و تسريع در رسيدگي و حقوق قانوني آنها در زندان دستورات مناسبي صادر كرده بودند كه مي تواند بسياري از مشكلات حاضر را رفع نمايد:
زمان برخورد با عاملان فتنه، اکنون است
اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، حجت الاسلام محمدتقی رهبر، رئیس فراکسیون روحانیون و عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی و سید محمدجواد ابطحی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی، در مصاحبه با رادیو گفت وگو از دلایل مطالبه رسیدگی به پرونده عاملان جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری توسط قوه قضائیه گفتند.
رادیو گفت وگو: تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه برخورد با عاملان جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری، یک مطالبه عمومی است، از قوه قضائیه خواستند هرچه سریعتر به پروندهای که در این خصوص تشکیل شده، رسیدگی کنند. در این رابطه با اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، گفت وگو می کنیم.
آقای کوثری، بنده مقدمهای را در خصوص درخواست نمایندگان مجلس از قوه قضائیه خواندم. ممکن است در مورد مطالبه عمومی بودن این درخواست توضیح بفرمایید؟
کوثری: بسم الله الرحمن الرحیم. این درخواست عمومی برگرفته از عمل خود مردم و اقداماتی است که در روزهای نهم دی و 22 بهمن سال گذشته و همچنین اجتماعات دیگری که در این رابطه در شهرهای مختلف از جمله تهران، صورت گرفت، انجام دادند. آن-ها این درخواست را از نمایندگان داشتند و لذا نمایندگانشان نیز در دو نوبت، نامه ای در این خصوص برای قوه قضائیه فرستادند. یک بار با 144 امضاء و بار دیگر با 105 امضاء. در نهایت از قوه قضائیه خواسته شد نسبت به موضوع کسانی که گردانندگان اصلی فتنه در داخل کشور هستند، اقدامات لازم را انجام دهد. البته شاید خود آنها بگویند که با بیگانگان ارتباطی ندارند ولی در عمل، نشان داده شده که اینچنین است و دقیقاً در جهت و راستای اهداف آنها قدم برمی دارند. همین روزها، یعنی دیروز و امروز هم دیدیم که وزیر امور خارجه امریکا، خانم کلینتون، دقیقا امیدش به این مسائل داخلی است. چرا که آنها واقعاً نمیتوانند در مقابل پیام حضرت امام، که برخواسته از اسلام ناب، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است، پاسخگو باشند. بنابراین دست به توطئه می زنند و در این راه هم به عوامل داخلی، امیدوار هستند. لذا این مسئله نشان میدهد همچنان این ماجراها ادامه پیدا میکند.
رادیو گفت و گو: حجت الاسلام محمدتقی رهبر، رئیس فراکسیون روحانیون و عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی، دیگر میهمان ما هستند.
انتظارات نمایندگان مجلس از قوه قضائیه در ارتباط با عاملان وقایع پس از انتخابات چیست؟
رهبر: اولین گروهی که با حدود 140 امضا-که تعداد قابل توجهی بود- به قوه قضائیه شکایت کردند، نمایندگان مجلس بودند. این خیلی مهم است که نمایندگان یک ملت از قوه قضائیه، درخواست رسیدگی به جریان سران فتنه را داشته باشند. البته ما در دیدارهایی هم که با ریاست قوه و مسئولان قضایی داشتیم، این خواسته را مطرح می کردیم. محتوای حرف آقایان این بود که ما یادمان نرفته و در فرصت مناسب، اقدام به پیگیری جرایم خواهیم کرد. اکنون هم تأکید ما این است که در قضایای انتخابات سال گذشته، لطمه بسیار زیادی به نظام زده شد. مسئله، اشخاص نیستند. موضوع اصلی این است که نظام اسلامی را زیر سوال بردند، قانون را زیر پاگذاشتند و همه چیز را نادیده گرفتند. میدان را به دشمن دادند، تا جایی که دشمنان تفریح کردند و گفتند اینها مورد حمایت ما هستند. سران فتنه، با بیانیه هایشان، سبب کشتارهایی که صورت گرفت، شدند. اگر مباشر هم نبودند، از نظر حقوقی، مسبب بودند، چراکه بیانیه دادند، نظام را زیرسوال بردند و مردم را به اردوکشی خیابانی کشاندند. این مسائل واقعا جای پیگیری دارد. بنده دو سه روز قبل، صحبت های دادستان تهران را خواندم که ایشان گفتند ما محاکمه این افراد را پیگیری می کنیم. لذا این انتظار و امید هست که اقدامی صورت گیرد، چراکه رها کردن موضوع، تبعات بدی هم دارد. اول اینکه اشخاص خیال می کنند حریم امن دارند. یعنی هرکه هر چه دلش خواست بگوید و هر کاری خواست، انجام دهد، هیچ کس هم قضیه را دنبال نکند. یعنی یک فرد عادی یا یک کودک در خیابان تعقیب شود، اما مسبب این فتنه ها تعقیب نشوند. واقعا این انتظار از نظام حقوقی میرود که هر چه زودتر به این مسائل رسیدگی کند. و دیگر اینکه هرچه مجال بدهیم و بیشتر رها کنیم، باز عکس العمل ها و مطالبات شروع می شود. کما اینکه دیدیم در برخی از موارد که بعضی مسببین حرکتها در زندان بودند، بعد از آزادی، تازه نامه-نگاری و نامه پرانی به این طرف و آن طرف را شروع کردند. همین اواخر نیز یکی از سران فتنه که متأسفانه ادعاهای بی-ربطی هم داشت، در گفت وگوها با دادستان، حرفی برای پاسخگویی نداشت. وی در همان ابتدای این ماجراها هم، (آن طور که به من خبر داده اند) باز به خبرگان رهبری نامه ای نوشته و انتقادات و مطالباتی را مطرح کرده است. یعنی ما هرچه رها کنیم، این مسائل بدتر میشود. منظور از ما، نظام و دستگاه قضایی است که هرچه کمتر پیگیری کند، مطالبات و تجری دیگران بیشتر میشود و بقیه هم طمع می کنند به تجری و مخالفت. بنابراین هرچند که نظام قضایی، همانطور که گفتم و می-دانید، به دلیل مسائلی، تا به حال اقدامی انجام نداده، اما انتظار می رود هر چه زودتر این پرونده روی میز دادگستری بیاید و دادگاه مربوطه پیگیر جرایم این آقایان باشد.
رادیو گفت وگو: متشکرم.
رهبر: راه بنده دور است و اگر اجازه میدهید، همین جا با شما خداحافظی میکنم.
رادیو گفت وگو: خواهش میکنم.
سید محمدجواد ابطحی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی نیز دیگر میهمان ما هستند.
آقای ابطحی، به اعتقاد شما تحلیل دستگاه قضایی از این-نمی-گوییم تعلل- تأخیری که برای برخورد با عاملان جریان های پس از انتخابات دارد، چیست؟ تا به حال چندین بار نمایندگان مجلس این درخواست را مطرح کردند. بنده خاطرم هست بار قبل که این تأخیر در برخورد با عاملان اتفاقات پس از انتخابات صورت گرفت، رئیس قوه قضائیه گفتند موعد آن نرسیده است. به نظر شما دستگاه قضایی به چه تحلیلی فکر میکند که نظر نماینده مجلس را در عرصه عمل، فعلا در نظر نمی گیرد؟
ابطحی: قرآن کریم می فرماید: ما برای هلاکت دشمنان خدا یک مهلتی گذاشتیم. مهلت میدهیم که آنها گناهان بیشتری انجام دهند.
زمانی میتوان ایشان را به اشد مجازات محکوم کرد که جرم اشد را مرتکب شوند. ؟؟؟ به آنها مهلت داد تا برگردند، توبه کنند، نادم شوند و مجازاتشان را تخفیف دهند. و یا اینکه آن زید قلبی وکینه ها را بیشتر بروز دهند و مرتکب جرم اشد شوند تا مجازات اشد شامل حالشان گردد. بنده فکر میکنم این تدبیری است که مجموعه قضا و نظام انجام داده است تا آنها توبه کنند اما این کار را انجام ندادند و می بینید که فعالیتشان را تشدید کردند، آنچه در دلشان نهفته بود، حتی بر زبان آوردند، با سلطنتطلب ها عهد فتوت بستند و از حمایت-های صریح امریکا برخوردار شدند. این است که می گویم تا به حال تدبیر دستگاه قضا بسیار بی مورد بود ولی از اکنون به بعد دیگر این دستها افشا شده است و مطلبی ندارند جز اینکه هر روز نامهای بنویسند، تجمعی درست کنند و بگویند ما زنده ایم. از آنجایی که آنها واقعا از نظر جامعه ما، دیگر مردگان سیاسی محسوب میشوند، میخواهند به این وسیله خودشان را عرضه کنند، عقبه های نداشته شان را تقویت نمایند و بگویند ما هنوز نفس میکشیم و هستیم. اما بنده معتقدم در این زمان، برای آحاد مردم، حتی آنهایی که به شکل ناآگاهانه و با توجه به ضوابطی که این افراد در اسلام و انقلاب داشتند، از آنها طرفداری میکردند، روشن شده است که این اشخاص از ابتدای انقلاب هم کج راهه رفتند. حتی اکنون متوجه برخی تشرهای حضرت امام راحل به آنها میشویم. این است که بنده دیگر سکوت را بیش از این جایز نمیدانم. الحمدالله دستگاه قضا، مدارک کافی و مستدل هم دارد و همانطور که حاج آقای رهبر نیز فرمودند، میدان دادن بیش از حد، شاید باعث شود که این افراد احساس حق نمایند و جای شاکی و متشاکی را عوض کنند. شاید هم فکر کنند که کسی جرأت برخورد با آنها را ندارد. که الحمدالله نظام ما به قدری قوی است که اینها مانند کفهای روی آب، زایل و رفتنی هستند. مطالبات مردم و اکثر نمایندگان مجلس هم همین است. عدالت قضایی نیز ایجاب می-کند که به جرایم سنگین این افراد توجه و رسیدگی کنیم.
رادیو گفت وگو: آقای کوثری، تحلیل حضرتعالی از این موضوع چیست؟ خدمت آقای ابطحی هم عرض کردم که در درخواست قبلی نمایندگان مجلس از دستگاه قضا جهت برخورد با عاملان جریانات پس از انتخابات، رئیس قوه قضائیه پاسخ دادند که این برخورد، در این برهه زمانی خواست دشمن است.
آیا هنوز هم همین تحلیل در دستگاه قضا حاکم است که برخورد صورت نمی گیرد یا تحلیل دیگری وجود دارد؟
کوثری: توضیحات لازم را آقایان رهبر و ابطحی دادند. بنده باید این طور عرض کنم، درست است که قوه قضائیه در رابطه با این موضوع، سیاستی دارد اما در مقابل، خواسته مردم و نمایندگان آن ها نیز به حق است. چراکه این آقایان، بعد از انتخابات، جایگاه نظام را تنزل دادند و آن را زیر سوال بردند. بالاخره چه کسی می خواهد جواب این اقدامات ناشایست را که از طرف این عوامل اصلی انجام گرفت، بدهد؟ شاید برخی گمان کنند ما در انقلاب، جایگاه هایی داشتیم یا زحماتی کشیدیم. کسی منکر این موضوع نمی شود، اما خود حضرت امام هم این مضمون را فرمودند که انقلاب کردن، کار ساده ای است ولی حفظ کردن و نگاه داشتن آن، بسیار مهم است.
رادیو گفت وگو:
و ملاک، حال افراد است.
کوثری: بله ملاک، حال افراد است. اینکه این ها دقیقا در زمین دشمنانی بازی می کنند که قسم خوردند این نظام را از بین ببرند، کاملا آگاهانه است نه ناآگاهانه. شاید تا حدی قبول کنیم که تا مدتی این کار به صورت ناآگاهانه انجام می-شد اما اکنون بنده دیگر چنین چیزی را قبول ندارم. اگر پیش از این فرض ما چنین بود، از زمانی که مقام معظم رهبری به شکل دائمی هدایت کردند، تذکر دادند و توصیه فرمودند، دیگر نمی تواند قابل قبول باشد. چراکه اکثریت به اتفاق مردم متوجه شدند و راهشان را از آن ها جدا کردند و مشکل هم حل شد، اما چطور این ها متوجه نشدند؟ بنابراین معلوم است که بدهی هایی به آن ها دارند و قول هایی داده اند، وگرنه به این راحتی، به این رویه ادامه نمی دادند. معلوم است که آن ها امیدهایی به این افراد می دهند.
رادیو گفت وگو: چرا فکر می کنید دستگاه قضایی در این قضیه
کوثری: می خواهم همین نتیجه را بگیرم که اگر آن روز قوه قضائیه گفت اکنون زمان مناسبی نیست و اگر بخواهیم اقدام کنیم، دشمن خوشحال می شود، درحال حاضر، همان طورکه آقای ابطحی هم فرمودند، دیگر معطلی جایز نیست و باید به این موضوع رسیدگی کنند مگر اینکه بالاخره دلایلی داشته باشند. البته بعید می دانم چنین دلیلی وجود داشته باشد که برای نمایندگان مردم و خود مردم قابل قبول باشد. در هرحال ما اکنون را زمان مناسبی می دانیم و به امید خدا انتظار هم این است که قوه قضائیه هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی کند تا مردم هم بدانند این قوه در جهت عدالت گام برمی-دارد. چراکه اگر یک فرد عادی و معمولی، کوچکترین تخلفی مرتکب شده بود، تا به حال به آن رسیدگی کرده بودند ولی این که رسیدگی به خطاهای بسیار بزرگی که انجام شده، بخواهد این قدر طولانی شود، به نظر من قابل قبول نیست. بله، زمان آن رسیده و اکنون باید اقدامات لازم صورت گیرد.
اگر اجازه بفرمایید من باید بروم. عذرخواهی میکنم.
رادیو گفت وگو: متشکرم. خدانگهدار. آقای ابطحی، شما هم معتقدید زمان آن رسیده؟ با توجه به آیه قرآن که به آن اشاره فرمودید و بحث سنت استدراج ، فکر می کنید موقع آن رسیده که با عاملان پس از جریان انتخابات ریاست جمهوری برخورد شود؟ و فکر می کنید که اگر این برخورد اتفاق بیفتد، تنشی در جامعه پیش بیاید و ما در عرصه بین الملل تحت فشار قرار بگیریم؟
ابطحی: اگر بپذیریم که دستگاه قضا به خاطر فشارهای بین-المللی و تنش های بیرونی کوتاه می آید، که این مساله برای دستگاه قضایی ما بسیار زشت و ناپسند است. وقتی پروندهای در دستگاه قضا مفتوح می شود، بالاخره آن ها جنجالی را به وجود می آورند. مگر از عبدالمالک ریگی دفاع نکردند؟ مگر همین حالا پرونده آن خانم هتاکی که شوهرش را هم به قتل رسانده، سوژه آنها نیست؟
رادیو گفت وگو: قوه قضائیه همین پرونده خانم محمدی را که شما می فرمایید، چرا به تعلیق درآورد؟
ابطحی: عرض کردم، آقای کوثری هم اشاره کردند، بنده تصورم این است که دستگاه قضا برای اینکه مجرمین اصلی و عوامل فتنه، بیشتر خودشان را نشان دهند و ایادی شان هم آشکار شوند، این کار را کردند. یعنی در این جریان، یک هماهنگی بین سیستم اطلاعاتی و امنیتی ما با سیستم قضایی، وجود داشته است. ما در دستگاه قضا، در دادسراها پرونده های معمولی هم داریم که گاهی متهمان اصلی را تحت نظر قرار می-دهیم تا انصار و ازنا و اطراف قضیه هم خودشان را نشان دهند.
رادیو گفت وگو: یعنی هنوز در دستگاه قضایی یک اطلاعات جامع پیدا نشده است؟
ابطحی: بنده فکر می کنم که با گذشت یک سال، این اطلاعات جامع بود. چون ما چیز جدیدی از تحرکات آنها و یا افراد جدیدی ندیدیم. البته بحث اشخاص خاکستری قضیه هستند که از چشم دستگاه قضایی امنیتی، مخفی نماندند. اما آنهایی که در فتنه، موثر و مباشر بودند، همین افرادی اند که اسامی آنها را بسیاری از رسانه ها چاپ کردند و مردم نیز با آنها آشنا هستند. مورد جدیدی از این افراد ندیدیم. بنابراین بنده معتقدم زمان رسیدگی به این دمل چرکی، اکنون است. حال باید به مراحل بعدی فتنه بپردازیم. اعتقاد بنده این است که این جنگ جملی که به راه انداختند، تمام شد و فتنه قاسطین و مارقین در راه است. که اگر با این افراد برخورد نکنیم، بقایای آنها در چهره قاسطین و مارقین خودشان را نشان خواهند داد. این است که می گویم الان وقتش رسیده است. البته ما تصمیم نظام را قبول داریم و نمی خواهیم او را هم در فشار قرار دهیم. طبق اطلاعاتی که در دست نماینده هاست و من کمتر میدانم، اکنون وقت آن رسیده که دیگر دستگاه قضا به این امور رسیدگی کند. همانطور که دادستان محترم هم چند روز قبل اشاره کردند، تعلل بیش از حد به فتنه گران بعدی و حربه قاسطین و مارقین میدان میدهد.
موافقت رهبر انقلاب با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محكومان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بنا به درخواست آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه به مناسبت ایام خجسته عید سعید فطر با عفو و تخفیف مجازات تعدادی از محكومان محاكم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حكومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح كشور موافقت كردند.
متن نامه آیت الله آملی لاریجانی و پاسخ مقام معظم رهبری به این شرح است:
محضر مبارك حضرت آیت الله خامنه ای ادام الله ظلّه الوارف
رهبر معظم انقلاب اسلامی
با اهدای سلام و تحیات
احتراماً، در آستانه عید سعید فطر و در اجرای بند 11 از اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بنا به پیشنهاد شماره 89/11186/ع/8 مورخ 17/5/89 كمیسیون عفو بخشودگی قوه قضاییه، بدین وسیله شرایط و ضوابط عفو به محضر مبارك تقدیم می شود تا در صورت تصویب مقام عالی، محكومان محاكم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حكومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح به شرح آتی مشمول عفو یا تخفیف مجازات واقع و از رأفت اسلامی بهره مند شوند.
الف) محكومان به حبس كه در زندان بسر می برند و فاقد سابقه محكومیت كیفری موثر هستند:
1ـ چهار پنجم محكومیت حبس تا 5 سال.
2ـ سه چهارم محكومیت حبس بیش از 5 سال تا10 سال.
3ـ دو سوم محكومیت حبس بیش از 10 سال تا 15 سال.
4ـ باقیمانده محكومیت حبس كلیه محكومان جرائم غیر عمدی به استثناء موارد مذكور در مواد 718 و 719 قانون مجازات اسلامی.
5ـ باقیمانده محكومیت حبس زنانی كه به حكم قانون سرپرستی فرزندانشان را عهده دار می باشند.
6ـ باقیمانده محكومیت حبس محكومان دارای بیماری صعب العلاج یا مبتلایان به بیماری های مسری غیر قابل علاج كه مراتب بیماری آنان مورد تأیید كمیسیون پزشكی قانونی قرار گرفته باشد. بدیهی است اقدامات دادگاه در جهت اجرای ماده 291 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور كیفری مانع اعمال این عفو نیست.
7ـ باقیمانده محكومیت حبس محكومان زیر 18 سال تمام.
ب) محكومان به جزای نقدی كه به لحاظ عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان بسر می برند:
1ـ باقیمانده محكومیت به جزای نقدی تا یكصد میلیون ریال.
2ـ چهارپنجم محكومیت جزای نقدی از یكصد میلیون و یك ریال تا پانصد میلیون ریال.
3ـ باقیمانده محكومیت جزای نقدی محكومان زیر 18 سال تمام.
ج) شرایط استفاده از عفو:
1ـ عدم برخورداری از عفو قبلی در مورد محكومان به حبس بیش از 10 سال.
2ـ عدم وجود شاكی خصوصی و یا جلب رضایت شاكی خصوصی و یا جبران ضرر و زیان مدعی خصوصی و زیان دیده (اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی) تا تاریخ 29/12/1389 .
3ـ گذراندن یك چهارم از محكومیت محكومان به حبس تا تاریخ 19/6/1389 در خصوص محكومین مشمول بندهای یك تا سه شق الف .
تبصره ـ در مورد محكومیت حبس یا جزای نقدی در صورت استفاده از عفو قبلی مبنای محاسبه، باقیمانده محكومیت پس از اعمال عفو خواهد بود.
د) موارد ذیل از مشمول این عفو مستثنی می باشد:
1ـ مرتكبین سرقت كه میزان محكومیت حبس آنان بیش از یك سال باشد.
2ـ مرتكبین جرائم مواد مخدر و روانگردان كه میزان محكومیت حبس آنان بیش از 5 سال باشد.
3ـ قاچاق اسلحه و مهمات.
4ـ اقدام علیه امنیت داخلی و خارج كشور.
5ـ آدم ربایی.
6ـ تجاوز به عنف.
7ـ دایر كردن مركز فساد و فحشاء.
8ـ اختلاس، ارتشاء و كلاهبرداری.
9ـ جعل اسكناس و ضرب سكه تقلبی.
والامر الیكم و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته
صادق لاریجانی 16/شهریور ماه/89
بسمه تعالی
با سلام و تحیت و تبریك ایام شریفه، با پیشنهاد عفو به ترتیبی كه مرقوم داشته اید، موافقت می شود.
والسّلام علیكم و رحمه الله
سیدعلی خامنه ای
18/شهریور ماه/1389
در چند هفته اخیر خبری در رسانه های جریان فتنه انتشار یافت که حمزه کرمی از اعضای ستاد میرحسین موسوی و از نزدیکان مهدی هاشمی رفسنجانی و مشاور عبدالله جاسبی طی نامه ای به یکی از شخصیت های سیاسی از شکنجه خود و رفتارهای غیر انسانی در طول بازداشت خود خبر داده است.
گزارش ها حاکی از آن است ،شخصیت سیاسی مزبور پس از دیدار با یکی از مقامات خواستار رسیدگی به این نامه شده و کمیته ای مستقل و با رضایت چهره سیاسی مزبور برای بررسی این موضوع تشکیل می شود. این کمیته پس از هفته ها بررسی دقیق پرونده حمزه کرمی ، سیر بازجویی ها و تحقیقات از عوامل پرونده و بازداشتگاه گزارش خود را آماده کرده و محتوای این گزارش به تائید چهره سیاسی مزبور نیز می رسد.
گفته می شود در این گزارش تمامی موارد ادعایی حمزه کرمی بررسی و موارد ادعایی وی با استناد به شواهد و قرائن تکذیب و تصریح شده است که وی در دوران بازداشت،بازجویی و تحمل زندان خود تحت هیچ گونه فشاری برای بیان مواردی مورد ادعای خود در نامه اش نسبت به چهره سیاسی مزبور نبوده است. از دیگر سو شنیده می شود سناریویی هدف مند جهت تحت تاثیر قرار دادن وتحریک این چهره سیاسی توسط نزدیکان وی طراحی شده است که موضوع نامه حمزه کرمی بخشی از آن است.
در این رابطه شنیده شده مهدی هاشمی که در سوابق اش فساد مالی ، اخلاقی و پولشویی دیده می شود در نظر دارد یکی دیگر از زندانیان امنیتی از به نام محمدرضا رجبی را جهت اجرای سناریویی مشابه جهت مجاب کردن خانواده اش به حمایت از خودش با این سناریو همراه سازد.محمد رضا رجبی از همکاران مهدی هاشمی در دفتر هیئت امنا دانشگاه آزاد است که در ستاد انتخاباتی سال ۸۸ آقای هاشمی رفسنجانی نقش مستقیمی در هزینه بودجه سازمان بهینه سازی مصرف سوخت در فعالیت های انتخاباتی داشته است.
وکیل مدافع شیطان(۱)
وکیل دادگستری است که رد او را در تمامی پرونده های مهم محکومان پس از انتخابات می توان یافت.وی در جریان محاکمه آشوب طلبان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ وکالت بسیاری از متهمین این وقایع را برعهده داشت و حتی پرونده شکایت میر حسین موسوی از روزنامه جوان را پیگیری می کرد.
در این که یک وکیل دادگستری حق دارد هر کسی را به عنوان موکل انتخاب کند و هر مجرم یا متهمی در سیستم قضایی جمهوری اسلامی حق انتخاب وکیل دارد، شکی نیست اما عده ای از وکلا عملا به جای دفاع از موکل خود به بازی های سیاسی مشغول اند و این بحثی است که به آن می پردازیم.
آقای......... در یکسال گذشته همواره به دنبال جنجال آفرینی و مظلوم نمایی در باره شرایط موکلانش بوده است.افرادی که همگی جزء مجرمین امنیتی کشور بوده اند و قصدشان خدشه دارکردن چهره جمهوری اسلامی بوده است.آیا وی این عده را تصادفا انتخاب کرده یا آنکه نقشه و هدف خاصی را دنبال می کند؟
بسیاری از فعالین سیاسی ........... را از معتمدین یکی از شخصیت های نظام می دانند. نشانه این مسئله وکالت برخی اعضا این خانواده در اتفاقات پس از انتخابات توسط ;م.ع.ط; است.اطلاعات پرونده موکلین وی به صورت کاملا تصادفی! منتشر می شود و یا در اختیار برخی افراد مرتبط به پرونده قرار می گیرد.بسیلری از موکلین متعدد این وکیل عملا از مخالفین قسم خورده نظام و معاندینی هستند که قصدی جز براندازی نظام ندارند. امری که در روند پرونده آنان به اثبات رسیده و همگی به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده اند.اصرار بر پذیرش موکلینی از این دست و اعلام آمادگی آقای ...........; جهت وکالت تقریبا تمامی متهمین موثر در آشوب های پس از انتخابات شک وشبهه های بسیاری را درباره انگیزه وی ایجاد کرده است.
در مطالب بعدی درباره فعالیت سایر وکلایی که به جای انجام وظایف حقوقی خود سرگرم فعالیت های سیاسی و خبر سازی هستند، خواهیم پرداخت.وکلایی که به جای دفاع از موکلین خود به نوعی خوراک تبلیغاتی رسانه های معاند نظام را فراهم می کنند.


